هژیر عطاری

نظم نوین جهانی با قرائت جمهوری اسلامی – تهدید های نو با افق های نو!

161204
چهل سال است که ابتدای هر بیانیه و سخنرانی در جمهوری اسلامی با جمله‌ی “در شرایط خطیر و حساس کنونی” آغاز شده است. این دشمن‌پرستی و دشمن‌خویی با برآمدن سید علی خامنه‌ای وارد فاز جدیدی شده و عرصه‌ی سیاست خارجی و داخلی ایران را غرق در توهم و تعلیق حاصل از حس همیشگی خود مرکزعالم‌پنداری و دشمن‌انگاری غرب و امریکا نمود. سیاست نگاه به شرق و دوری از غرب در دوره رهبر دوم، جایگزین شعار نه‌شرقی – نه‌غربی دوران بنیانگذار گردید اما باز هم در بزنگاه‌های تاریخی ، شرق دست نظام را از حمایت‌های اقماری خالی گذاشت.
اصولا یکی از معضلات حکومت دینی عدم توانایی در درک و هضم مناسبات دنیای‌مدرن است . زمانی که بخواهید مفاهیمی چون بازی برد–برد در عرصه‌ی بین الملل، پیوندهای استراتژیک منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، اقتصاد آزاد و باز، همگرایی، حق حاکمیت، منابع قدرت، منافع ملی، رئالیسم سیاسی و بسیاری معانی و مفاهیم دیگر را با قواعد فقهی و مفاهیمی چون حفظ دارالاسلام، قاعده نفی سبیل، تزویر و ریا، عهد شکنی کفار، نظام کفر جهانی، رسالت جهانی در گسترش عدل و قسط، دعوت و ترویج و صدور ارزشها، رفع فتنه از عالم و بسیاری تعابیر مذهبی دیگر از این دست ترکیب نمایید، حاصل از تراژدی به کمدی تبدیل می شود اما کمدی سیاهی که بر حاصل آن باید گریست.
چهل سال است که جمهوری‌اسلامی سرگرم کوک زدن بر لحاف چهل تکه روایت دینی از روابط بین‌الملل است و دستاورد آن دشمنی با اکثر حکومت‌های مسلمان ولی سکولار منطقه‌ای ، حکومت‌های اهل سنت و کشورهای توسعه یافته و صنعتی جهان است. دستاورد سیاست بین‌الملل فقها، گشودن جبهه‌های جنگ در سوریه و عراق و افغانستان و یمن و لبنان است تا شاخ افریقا. آنچه سرانجام از نظم نوین جهانی توسط حاکمیت ادراک شده است این است برای اینکه نوبت به ما نرسد باید هژمونی امریکایی–غربی را پای درگِلِ شرایط غیرپایدار و جنگی کشورهای اطراف نگه داشت و تمام سرزمین‌ها و حکومت‌های اطراف ایران را چنان درگیر جنگ‌های داخلی با حضور غرب و امریکا نمود که فرصت نکنند به سراغ ما بیایند. هزینه تمام این جنگ افروزی‌ها در منطقه از جیب کارگران و معلمان و دانش آموزان و دانشجویان و تمام اصناف و اقوام ایرانی پرداخت می شود و در ازای آن به آنها امنیت پاداش می دهد!
در تمام این سالها یکبار ندایی از حاکمیت برنخاست که به جای تمام این گشاده دستی‌ها و خاصه خرجی‌ها برای جنگ افروزان و جنگ سالاران شاید راه‌های بهتری هم برای زیست مسالمت آمیز در دنیای مدرن باشد. تا زمانی که گره تحریم‌ها به قدری تنگ شد که نوبت به “شیخ مذاکره” رسید و حسن روحانی برای باز کردن گره‌ای که با دندان کور شده بود فراخوانده شد و با اقبال مردمان به تنگ آمده از شیرین کاری‌های معجزه هزاره سوم، دولت تدبیر و امید برآمد. وعده‌های روحانی سیاهه‌ای است که تکرار آن لطفی ندارد اما شاه بیت آن روابط بهتر و مدرن‌تر با نظم نوین جهانی از طریق مذاکره و مصالحه بود. در گام‌های نخستین بر روی پرونده فعالیت‌های هسته‌ای با مذاکراتی پیچیده و نفس گیر رگه‌هایی از نور بر مردمان خسته تابید و برجامی حاصل شد اما آنجا که “شیخ مذاکره” سخن از برجام دوم و سوم و سایر پرونده های گشوده به میان آورد، قائد اعظم و مقام عظما چنان بر روی او گرز گران کوفت که انحراف از چپ به راست، مطابق خواست ولایت حاصل آمد.
با برآمدن ترامپ در امریکا و شدت گرفتن جنگ نیابتی با عربستان و اسراییل در منطقه و سوء‌استفاده‌ی نظام از فواید و میوه‌ی درخت برجام، شد آنچه که نباید و با خروج امریکا از برجام، کشتیبانِ کشتی شکسته و “شیخ و مذاکره” را سیاستی دگر آمد.
از سال ١٣٨۴ اشتباه پشت اشتباه جمهوری اسلامی را از “شرایط خطیر کنونی” خیالی و تبلیغاتی به آستانه‌ی سقوطی واقعی کشانده است اما هنوز صدایی از عقلانیت به گوش نمی رسد. صدای ضعیف تکنوکراتهایی که قرار بود قرائت نوینی از روابط بین الملل داشته باشند به ادبیات مقاومت تبدیل شده واز مردمان زرد و نحیف و به جان آمده می خواهند تا چند صباحی دگر مسیر صبر واستقامت را در پیش گیرند.
در این بین ولی شاهکار از آن رییس دولت تدبیر و امید است که نه در مقام رییس جمهور یک کشور، که در مقام یک عنصر نظامی–امنیتی–مافیایی فوق خشن در حال تهدید دنیا است! اولین بار در ژوئن ۲۰۱۸ برابر با تیرماه سال جاری بود که پیش از اجرایی شدن تحریم‌های جدید امریکا، حسن روحانی که به سوئیس سفر کرده بود در جریان یک نشست با ایرانیان مقیم این کشور در برن گفت : “آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند که می‌خواهند به طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند، آنها معنی این حرف را نمی‌فهمند، چرا که اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود، اگر شما توانستید این کار را بکنید تا نتیجه‌اش را ببینید. ” این تهدید بلافاصله با تشویق و همدلی علی خامنه‌ای و قاسم سلیمانی و سایر سرداران سپاه روبرو شد و از اضافه شدن روحانی به جمع سبک سران نظامی–امنیتی که چشم می بندد و دهان به تهدید می گشایند استقبال شایانی نمودند. کمتر از یک ماه بعد، شیخ تدبیر و مذاکره سابق و تهدید کننده جدید جهان به نمایندگی از جمهوری اسلامی، این بار در در جمع رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور گفت: “کار آمریکا توطئه برعلیه ایران و ملت بزرگ ایران است. ” روحانی با اشاره به موافقتنامه‌ی اتمی ایران با قدرت‌های جهان، به عنوان “تصمیم یکپارچه‌ی تمام ارکان نظام” اظهار داشت: “توطئه آخر آمریکا تلاش برای خسته کردن ملت ایران است. بدانید ملت ایران آقاست و هرگز نوکر کسی نخواهد شد. آمریکایی‌ها باید خوب بفهمند که صلح با ایران مادر صلح‌ها و جنگ با ایران مادر جنگ‌هاست.”
وی با اشاره به قصد آمریکا برای رساندن صادرات نفت ایران “به صفر” بر تهدید خود بر “بستن تنگه هرمز” تأکیدی مجدد کرد و گفت: “کسی که اندکی سیاست بفهمد، نمی‌گوید جلوی صادرات نفت ایران را می‌گیریم. تنگه‌های زیادی داریم؛ تنگه هرمز فقط یکی از آنهاست.”
در سومین نوبت ۱۳ آذر ماه در سفر استانی به سمنان بار دیگر تهدید به بستن تنگه هرمز را تکرار نمود. او در شاهرود گفت: “آمریکا بداند نفت خود را می‌فروشیم و خواهیم فروخت و قادر نیست جلوی صادرات نفت ایران را بگیرد و باید بداند اگر روزی بخواهد جلوی نفت ایران را بگیرد نفتی از خلیج فارس صادر نخواهد شد.”
اما اوج هنرو تدبیرشیخی که قرار بود در مقام یک رییس دولت تکنوکرات، با جهان از در آشتی درآید و قید و بند معضلات اقتصادی و تحریم‌ها را از دست و پای مردمان ایران بگشاید مربوط به سخنرانی او دردومین کنفرانس روسای مجالس ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه، چین و روسیه در تهران به تاریخ ١٧ آذر ماه ٩٧ بود.
حسن روحانی گفته ” از غربی‌ها انتظار نداریم که سهم‌شان را در ازای امنیت و ثباتی که برای آنها تامین کرده‌ایم بپردازند اما بدانند که با تحریم ایران، به توانایی ما برای مبارزه با مواد مخدر و تروریسم آسیب می‌زنند.” او در اظهارات کم سابقه‌ای هشدار داده که ” اگر توانایی‌های ما در مبارزه با مواد مخدر و تروریسم در خاستگاه آنها ضربه‌ای .”ببیند، شما نخواهید توانست از زیر آوار مواد مخدر، پناهجویان و بمب‌ها و ترورها به سلامت خارج شوید
جمهوری اسلامی از ابتدای حیات خود با توجه به فهم ناقص ایدئولوژیک‌اش از مناسبات و روابط بین‌الملل و با سوء‌استفاده از موقعیت استراتژیک خود، بارها غرب و امریکا را از مسیرها و روش‌های غیردیپلماتیک تهدید و برخلاف عرف بین‌الملل رفتار نموده است . از حمله به سفارت امریکا و تسخیر آن تا تحرکات عجیب بر علیه حزب بعث که ختم به جنگ هشت ساله شد، از عدم پذیرش طرح‌های صلح پس از فتح خرمشهر علی‌رغم میانجیگری‌های‌بین‌المللی بسیار تا درگیری‌های نظامی با امریکا در خلیج فارس و جنگ نفت‌کش‌ها، از قتل‌های مخالفین سیاسی در نقاط مختلف جهان که منجر به قطع روابط دیپلماتیک با اروپا شد تا تهدید مداوم اسراییل به حذف از نقشه‌ی جغرافیا و به قول احمد زیدآبادی فلسطینی‌تر بودن از ابوعمار و سرانجام برنامه مبهم هسته‌ای تلاش به برای غنی‌سازی‌های فراتر از حد مورد نیاز استفاده از مدل‌های مشکوک سانتریفوژها و صرف هزینه بسیار برای تاسیسات آب سنگین توأم با پنهان کاری‌های مداوم که ایران را منزوی و در گوشه رینگ به دام قدرتهای جهانی انداخت. به این فهرست اضافه کنید نام هایی همچون آمیا در آرژانتین، خُبَر در عربستان و پایگاه تفنگداران امریکا در بیروت.
اما به راستی تهدید اخیر حسن روحانی با استفاده از مواد مخدر، پناهجویان، بمب و تروریسم برترین شاهکار تمام ادوار جمهوری اسلامی بوده است. حسن روحانی رای تدبیر و امید را با وعده های گوناگون به جیب خود ریخت و با چرخشی عجیب به راست، از فالانژترین سرداران سپاه و متصلب‌ترین قسمت‌های امنیتی نظام نیز پیشی گرفته است. او در مقام رییس جمهوری اسلامی ایران گویا دارد علاوه بر تهدید، به جهان علامت می دهد که نه تنها تمام ادعاهای شما در مورد حمایت از تروریسم و بمب گذاری‌ها و قتل انسانهای بیگناه در سرتاسر اروپا و جهان درست بوده بلکه احتمالا روابطی نیز با باندهای مافیایی مواد مخدر در سرتاسر جهان و برادران عزیز قاچاقچی ما وجود دارد که شما از آن بی خبرید. شاید دیر زمانی نپاید که مشخص شود تئوری هلال شیعی نه رویکردی ایدئولوژیک برای جنگ آخرالزمان بوده بلکه جنگی برسر کنترل مسیر ترانزیت مواد مخدر تا کرانه مدیترانه و اروپا بوده است. کسی که این گونه بی پروا جهان را تهدید میکند و روابط بین الملل و مقتضیات جهان مدرن را هیچ می انگارد نه بویی از تدبیر برده و نه امیدی به عبور کشتی بی سکان از تنگه‌های صعب پیش روی، توسط او وجود دارد.

Share