علی اصغر حاج سید جوادی

«دو نامه مشهور مرحوم علی اصغر حاج سیدجوادی به محمدرضاشاه و آیت الله خمینی»

171231_2
در اواخر دوران شاه، فساد آنقدر همه گیر شد که شخص شاه نیز علمدار مبارزه با آن گردید! هر سال در ششم بهمن به مناسبت «انقلاب سفید» یک راهپیمایی (از نوع راه پیمایی حکومتی 9 دی در سال 88) برگزار می شد که در آن گویا ملت با رهبر انقلاب تجدید پیمان می کردند.
«صدای فروریختن سقف حکومت را میشنوم»
در اینجا بود که مرحوم دو نامه در سال 1355 نوشت که خلاصه اش چنین است:
طرح مسئله مبارزه با فساد، نخست از سوی اعلیحضرت و سپس اقدامات دولت به دنبال آن، سئوال های متعددی را مطرح می کند. وقتی وجود فساد پس از 13 سال که از عمر انقلاب سفید می گذرد، همچنان در دستگاه دولت باقی است، خود بهترین دلیل بر این امر است که مردم در اعمال حقوق قانونی، سیاسی و اجتماعی خود، مخصوصا در زمینه نظارت بر اعمال دولت، چه بطور مستقیم و چه از طریق مطبوعات و وسائل ارتباط جمعی و فعالیت های حزبی و صنفی، و چه به صورت غیرمستقیم، یعنی از طریق مجالس قانونگذاری و انجمن های شهری آزادی نداشته اند. به عبارت دیگر، این مسئله قطعی و تردید ناپذیر است که میزان فساد مالی و اداری در سازمان های دولتی، با میزان شرکت و دخالت مردم در نظارت بر اعمال دولت و اعمال حقوق قانونی و اساسی آنها در امر دخل و خرج و خزانه ملت، رابطه مستقیم دارد. هر قدر نظارت مردم بر اعمال دولت بیشتر و استفاده آنها از حقوق قانونی، نظیر آزادی بیان و قلم زیادتر باشد، خود به خود، میزان فساد در دستگاه های دولتی، در همه سطوح کمتر خواهد بود. اگر مخالفت و اعتراض به وجود فساد، برای ابراز و بیان می توانست از راه های قانونی و حقوقی برخوردار باشد، نه تنها فساد ادامه نمی یافت، بلکه اصولا به صورتی از قوت و شدت در نمی آمد که اعلیحضرت وجود فساد و مبارزه با آن را، در سازمان های دولتی، آن هم پس از 13 سال که از انقلاب (سفید) می گذرد، مطرح کنند. بنابراین، نه تنها دولت با فساد و در کنار فساد زندگی کرده است و با عوامل و اسباب فساد در حال سازش دائمی و همزیستی مسالمت آمیز بوده است، بلکه در این مدت نیز، به اشکال گوناگون و طبعا با استفاده غیرقانونی از اختیارات قانونی، یا با قانونی کردن وسائل غیرقانونی، با مخالفین فساد و معتقدین به رشد و پیشرفت واقعی کشور مبارزه کرده است. در حالی که اعلیحضرت خطاب به مردم گفتند که از فساد نگذرید و فاسد را معرفی کنید وقتی دولت اصولا در زمینه فساد سازمان های اداری، حقایق را از مردم مکتوم می دارند و مجلسین شورا و سنا، بکلی در زمینه فساد مطلقا خاموش و ساکت هستند و مطبوعات به هیچ وجه اجازه ندارند از سطح ظاهری نقایص و شکایات عبور نموده و ریشه بنیادی فساد را مورد بحث و گفتگو قرار دهند. بنابراین مردم چگونه می توانند با فساد مبارزه کنند؟؟!!
مرحوم حاج سید جوادی در ادامه نامه خود به سخنان هویدا نخست وزیر وقت اشاره می کند که سخنان آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه کنونی را بیاد می آورد. وی می نویسد :
«آقای نخست وزیر می گوید همه افراد ملت در پناه قانون زندگی می کنند و هرگز به کسی اجازه داده نمی شود که بدون دلیل و مدرک تهمتی بر دیگری وارد کند.»
آیا آقای نخست وزیر نمی داند که اکنون افراد بسیاری در زندان ها هستند که با آراء دادگاه های نظامی محکوم شده اند و مدت محکومیت خود را در زندان ها گذرانده اند، اما در دولت ایشان که همه افراد ملت در پناه قانون زندگی می کنند، این افراد همچنان در زندان نگاه داشته شده اند. آیا آقای نخست وزیر، وزیران ایشان، که به هر حال طبق قانون اساسی دارای مسئولیت مشترک هستند در برابر این رسوایی های مالی هیچگونه مسئولیتی ندارند؟ آیا این نطق های پرحرارت و تائیدهای آتشین ایشان از مبارزه با فساد، ساحت ایشان را از نتایج قانونی و اخلاقی فساد های بزرگ مبرا می سازد؟
اگر آقای نخست وزیر برای این ادعاهای خود دلیلی دارد، بهتر است آن را به صورت گفت و گویی آزاد و در برابر افکار عمومی و حاضر بودن برای شنیدن جواب از طریق رابطه انسانی و دمکراتیک عرضه نمایند، نه به شکل حرف های یک جانبه و بدون پاسخی که وسائل ارتباط جمعی موظفند آن را بدون انعکاس نظریات و جواب های واقعی مردم منتشر نمایند .
اگر رژیم مدعی است که در جهت تامین عدالت و حقوق اجتماعی برای همه گام بر می دارد، چه نیازی داریم که در برخورد با مخالفت های فکری و اعمال فشار و شکنجه های غیرانسانی، در زیر زمین های تاریک تا آنجا پیش برویم که دیگران دولت ما و رژیم ما را یکی از “فرومایه ترین”‌ رژیم ها معرفی کنند؟
البته می توان با تنظیم برنامه های رادیوئی و تلویزیونی از طرف مبلغین سیاسی دولت و انتشار مقالات و برپا کردن مجالس سخنرانی ها و بیانیه ها و اجتماعات بزرگ و اعلامیه های طولانی، با امضاهای فراوان همه این مطالب را تکذیب کرد، اما هیچیک از این طوفانهای تبلیغاتی، قادر به مقاومت در برابر حقیقت نخواهد بود …
شاه به نامه ایشان و حتی نامه بختیار اهمیتی نداد و راه چاره را در زندانی کردن این دلسوزان کشور دانست تا ان هنگام که انقلاب شد و ایشان در بهمن 1358 نامه ای خطاب به آیت الله خمینی نوشت:
«صدای پای فاشیسم می‌آید»
حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی
سخنان شما را دیشب از تلویزیون شنیدم؛ با لحنی عصبی از مسئولین مملکت می خواستید که اختلافات را کنار بگذارند و از روزنامه ها طلب می کردید که مطالب تفرقه انگیز ننویسند و سرانجام مسئولان کشور را تهدید کردید که نکنند کاری را که شما مجبور شوید آنچه را که به آنها داده اید از آنها پس بگیرید.
روزی که شما در تقریرات خود در نجف در زمینه ولایت فقیه مرقوم فرمودید که « قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد»، سنگ بنای این دورنمای تاریک و خوفناک در سرنوشت انقلاب ایران گذاشته شد.
با تکیه به همین تلقی است که امروز مسئولین اصلی امور کشور که همه از منصوبین و منتخبین شما و مورد حمایت شما هستند مردم را صغاری می دانند که باید بدون اراده از قیم های خود اطاعت کنند. اگر فراموش نکرده باشید پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی شخص شما بودید که با انتخاب مستقیم رییس دیوان کشور و دادستان دیوان کشور بدون مشورت با شورای عالی قضایی نخستین گام را از راه عدول از قانون اساسی جمهوری اسلامی برداشتید ؛ اگر به خاطرتان باشد در هنگامی که مساله ولایت فقیه و شورای نگهبان در مجلس مطرح شد من نوشتم که در قانون اساسی سلطنتی هم قدرت و حاکمیت شاه هرگز مافوق قانون و فراتر از حاکمیت مردم و ملت نبود ؛ در حالی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرت فقیه و شورای نگهبان قدرتی مافوق قانون و غیر مسئول در برابر حاکمیت مردم شناخته شده است؛ من به صراحت نوشتم وضع نظامی که به قدرت مطلقه مشروعیت و حقانیت قانونی بخشیده است، در آینده انقلاب و جامعه ما را به کجا خواهد برد؟
من در همان هنگام نوشتم که قدرتی که منتخب مردم و نمایندگان واقعی آنها نیست و از هرگونه مسئولیت و پاسخگویی نسبت به اعمال و تصمیم های خود فارغ و آزاد است چگونه می تواند به اصل « و شاورهم فی الامر و امرهم شوری بینهم» مقید بماند و اصولا فرد یا افرادی که مردم را صغیر بدانند یعنی مردم را قابل و لایق دخالت و نظارت در سرنوشت خود ندانند چگونه می توانند مصالح مردم را تشخیص بدهند و مسایل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه را حل کنند؟
و امروز می بینید که نه اینکه مسایل و مشکلات ناشی از سالهای طولانی حکومت فساد و غارت خانواده پهلوی در مسیر حل و فصل قرار نگرفته است، بلکه تلقی شما از حکومت و ولایت فقیه که مردم را باید مثل صغار مرفوع القلم و نابالغ و یا دیوانه های مهجور از عقل و شعور اداره کرد، کار مملکت و سرنوشت مردم را به صحنه جدال و نزاع بین منصوبین و منتخبین شما برای رسیدن به قدرت مطلقه و خالی کردن میدان از هرگونه مخالف و رقیب با استفاده از هر وسیله خشونت بار محدود کرده است.
آن روزی که من پس از پیروزی انقلاب نوشتم که مملکت را به گونه پدر سالاری و شیوه مرسوم دوران خلفا نمی توان اداره کرد به خاطر اجتناب از اوضاعی بود که امروز مملکت را در گرداب تفرقه و جنگ و عوام فریبی و دروغ و فساد و غارت بیت المال مردم فرو برده است. چه کسانی مملکت را تبدیل به صحنه جدال بین خود کرده اند؟ چه کسانی امروز در راس مقامات عالی مملکت بدون اعتنا به مردم و احترام به حقوق قانونی و آزادی های اساسی آن ها بر سر تصاحب قدرت مطلقه و خفه کردن آزادی کاری جز توطئه و تبلیغ و سخنرانی و مصاحبه و تجهیز گروه های فشار ندارند؟ چه کسانی با شیوه های استالینی حکومت قرون وسطایی سلطان «سعید بن تیمور» را بر مردم مستقر کرده اند؟ چه کسانی امروز با پول مردم و با زور چوب و چماق بر مطبوعات و رادیو و تلویزیون مسلط شده اند؟ چه کسانی به نام فقیه و حاکم شرع بر همه اموال و انفس مردم بیدریغ و بدون کوچکترین نظارتی مسلط شده و حتی حق دفاع و استغاثه و دادخوهی را نیز از مردم بی گناه در دادگاه ها و زندان ها و ادارات گرفته اند؟ چه کسانی در مملکت اسلامی با تشکیل انجمن های اسلامی شیوه نفاق افکنی و تفرقه اندازی و کین خواهی و تسویه حساب های خصوصی را بر سرنوشت کارمندان سازمان های دولتی و دستگاه ها و موسسات خصوصی مسلط کرده اند؟
چه کسانی با اشغال سفارت و گروگان گیری، راه نفوذ مجدد امپریالیزم آمریکا و نابودی میلیاردها دلار اندوخته های ایران را برای سرمایه داران و بانکداران آمریکا هموار کردند و سرانجام با قبول خفت و خواری در برابر آمریکا تسلیم شدند و این تسلیم و تحقیر را به زور تبلیغ و سانسور و جو اختناق و هوچیگری سفیران بزرگترین پیروزی تمامی تاریخ بشر!!! معرفی کرده اند؟
چه کسانی برای پیشبرد و مقاصد خود جهت تسلط بر قدرت و سواستفاده از نفوذ و حرمت شما در نزد مردم شما را از مرحله امامت و پیامبری گذرانده و به مرحله خداگونگی رسانده اند و شعار امام و امت را با استفاده از همان شیوه های تملق و چاپلوسی جایگزین شعار شاه و ملت کرده اند؟
شما اکنون به افرادی که خود آن ها را در راس مقامات مهم کشور نشانده اید می گویید که اگر اختلافهای خود را کنار نگذارند آن چه را که به آنها داده اید از آنها پس می گیرید؟ اما این دوای درد این جامعه نیست. شما بدون آن که درباره صلاحیت آنها تردید کنید ؛ درباره صلاحیت کسانی که به همه اعتماد و حسن ظن شما و امید و مصلحت مردم محروم جامعه ما به خاطر منافع و مقاصد خصوصی و گروهی خود پشت پا زده اند اکنون آن ها را دعوت به سازش می کنید.
اما سازش بر سر چه؟ آن ها اگر به انقلاب و دستاوردهای انقلاب و رهایی مردم محروم ما از اسارت اقتصادی امپریالیزم و فقر و بیکاری و بیسوادی و استثمار ایمان و اعتقاد داشتند؛ اینچنین تا پای اضمحلال و نابودی انقلاب و استقلال ایران و پایمال کردن حقوق قانونی مردم و خونهایی پاک هزاران شهید راه آزادی ملت با یکدیگر و با مردم به ستیز بر نمی خاستند. آنها همانطور که اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری را به قیمت احیای قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی امپریالیزم وسیله تحکیم قدرت خود و سرکوب انقلابیون راستین کشور قرار دادند؛ حتی تا پای شکست ایران در جنگ با دشمن متجاوز عراق و تسلیم ایران نیز در جهت استقرار قدرت مطلقه خود بر مردم ایستاده اند.
بنابراین اگر آنها صلاحیت اداره ی امور وطن بحران زده ما را داشتند کار را در توطئه چینی و نفاق افکنی و سرکوب اندیشه و تفکر انتقادی به جایی نمی رساندند که شما امروز آنها را به پس گرفتن آنچه که به آنها داده اید تهدید کنید؛ همه تلاش آنها این است که با استفاده از نفوذ و حرمت شما زمینه را برای حکومت بلامنازع خود بعد از شما آماده کنند و شما لحظه ای این دورنما را در پیش چشمان خود مجسم کنید که این افراد که بعد از شما با آماده کردن همه طرحهای توطئه و تجاوز چه بلایی بر سر استقلال مملکت و حقوق قانونی مردم محروم آن که همه امید خود را به پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم جبار پهلوی بسته بود چه خواهند آورد؟
والسلام
علی اصغر حاج سید جوادی
هیچگاه برای اکثریت قاطع جامعه، محصول استبداد شیرین نبوده است. فریب تبلیغاتچی های استبداد شاه و شیخ نخورید.

Share