حمید کوثری

نقدی بر مقاله “سرنوشت ایران و صف ارایی دو باره جمهوری و مشروطه”

 

180214می دانم بسیار دیر است با این حال دریغم امد که خیلی محتصر به یکی دو نکته در این مقاله (1) که بنظر من حاوی یک انحراف جدی است  اشاره ای نکنم.  اقای افشاری در این مقاله پس از اشاره به سابقه تاریحی جمهوریخواهی سردار سپه می نویسند : پس از انقلاب 57 “شکل دیگری از مشروطه خواهی در پوشش جمهوری اسلامی با استقرار نهاد ولایت فقیه به عنوان کانون ساختار قدرت جدید بعد از انفلاب متولد شود.”

اصلا معلوم نیست چرا ایشان نظام مبتنی بر ولایت فقیه را “شکل دیگری از مشروطه خواهی” می نامند. نظام مشروطه که در شکل سلطنتی اش در برخی کشورهای اروپایی  وجود داشته است هم در سطح بین المللی و هم در ایران معنای حاصی دارد و دارای هیچ وجه اشتراکی با نظام جمهوری اسلامی نیست .نظامی که پس از انقلاب بهمن شکل گرفت نه نظام مشروطه، بلکه نظامی متبنی بر شریعت یعنی همان نظام مشروعه شیح فضل اله نوری یود.

اقای افشاری در ادامه مقاله خود می نویسند: ” مشروطه خواهی بر خلاف تصور رایج فقط منحصر در شکل پادشاهی نیست بلکه اصلاح طلبی نیز نوعی مشروطه خواهی است که می خواهد با حفظ نهاد ولایت فقیه و مقید ساختن  ان به قانون اساسی و یا محدود کردن دامنه اختیارات ان ، مردم سالاری و توسعه سیاسی را تحقق بخشد.”

تردیدی نیست که اصلاح طلبان ایران به در جات گونا گون خواهان نوعی رفرم در نظام سیاسی ایران با حفظ پایه های اساسی ان از جمله نهاد ولایت فقیه هستند. باز تردیدی نیست که در صورت تحقق برنامه هایشان – که بعید می نماید – نه به “مردم سالاری و توسعه سیاسی” بلکه بطور نسبی به فضای سیاسی باز تری دست خواهیم یافت. اما مقایسه نظام مشروطه سلطنتی با نظام جمهوری اسلامی – حتی در صورت اجرای مو به موی قانون اساسی ان – بسیار نا درست است و تلاش برای دستیابی به اجرای بی تنازل این قانون را مشروطه خواهی نامیدن بسیار خطاست. نظام مبتنی بر ولایت فقیه خلافت است و خلافت صد مرتیه از حتی سلطنت استبدادی مرتجع تر است. 

مقید شدن قدرت حاکمه و این یا ان قرد درون این قدرت به قانون اساسی کشوری نه ان نظام را مشروطه می نماید و نه هواداران انرا مشروطه خواه. بدیهی است که چنین چیزی قبل از هر چیز دیگری به ماهیت ان قانون اساسی بستگی دارد. چگونه می توان ظرفداران اجرای بی تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی را که از اساس با مشروطیت و دمکراسی مغایرت دارد مشروطه خواه نامید و انان را با مشروطه خواهان تاریخ ایران در یک کفه قرار داد. نظام های مشروطه سلطنتی دیگر کشورها به کنار ، همان قانون اساسی بدست امده از انفلاب مشروطه با تمام کمبودها و معایبش به هر حال یک فانون اساسی مشروطه و دمکراتیک بود و قابل مقایسه با قانون اساسی حمهوری اسلامی نیست . مشروطه خواهی دکتر مصدق در صورت موفقیت به نوعی نظام مشروطه ودمکراسی می انجامید و “مشروطه خواهی” اقای خاتمی در صورت موفقیت نه به نظام مشروطه خواهد انجامید و نه به دمکراسی ، و علیرغم برخی گشایشها ، اساسا همان نظام مشروعه فضل اله نوری باقی خواهد ماند.

بر اساس همین برداشت نادرست است که اقای افشاری در پایان مقاله خویش نتیچه می گیرند که : “از این رو سرنوشت ایران در گرو رفابت و مواجهه جمهوری خواهی و مشروظه خواهی در دو قالب پادشاهی و فقاهتی است. هر سه این گرایش ها بالفوه می توانند بستر و حامل دمگراسی باشند اما هریک به عنوان یک بد یل ویژگی های خود را دارند.”

پس اصلاح طلبان ایران که خواهان حفظ اساس نظام جمهوری اسلامی از جمله نهاد ولایت فقیه و برخی اصلاحات درون این نظام هستند نیز “بالقوه حامل دمکراسی” هستند و می توان امیدوار بود که با برخی اصلاحات در درون این نظام به دمکراسی دست یافت!! نمی دانم چگونه می توان کسانی را که خواهان حفظ اساس یک نظام استبدادی قرون وسطایی هستند حاملین دمکراسی نامید.

حمید کوثری

اوریل 2018 

1- http://iranma.us/180327/

این یادداشت حاوی نظرات شخصی نویسنده است و نه لزوما همبستگی جمهوری خواهان ایران.

Share