بهروز -ک

ایاً شکست ً دیگری برای کردها در راه است ؟

171002در دو هفته اخیر مسالهً رفراندوم در اقلیم کردستانً توسط رسانه های بین الللی و بالخص در میان احزاب سیاسی کشورهای عراق ،ایران و ترکیه بازتاب گسترده ای داشته است . دول کشورهای عراق ، ترکیه و ایران با برگزاری رفراندوم و اعلم نتایج ان در برابر عملی انجام شده قرار گرفتند و تهدیدهای خود را گام به گام به اجرا گذاشته اند. اقلیم کردستان ، با تعطیلی فرودگاههای اربیل و سلیمانیهبه روی پروازهای خارجی ، در محاصره کامل سه کشور عراق ، ایران و ترکیه قرار گرفته است . حیدر البادی نیز تهدیدات دیگری را به احتمال قوی و زیر فشار پارلان عراق به اجرا در خواهد اورد ، از جمله حمله به کرکوک . تهدید های دیکتاتور ترکیه و سردار سلیمانی برای بست مرزهای زمینی هم جزئی از تصمیمات این دو کشور هستند . بار دیگر ، سایه جنگ ، نا امیدی ، سر در گردانی ، گرسنگی ، قحطی ، دستگیری ، شکنجه ، اعدام و اواره گی طی سه روز گذشته به اقلیم کردستان بر گشته است . هر چند که مردم این منطقه صد سال است که با این فراز و نشیب ها اشنا هستند . اما از انچه که قرار است اتفاق بیافتد بی اطلعند . در این مطلب کوتاه من نکته نظرات خودم را هم همزمان بیان میکنم . لزم به تذکر است که این مطلب را به در خواست مجید مینویسم و من همه اطلعات لزم را ندارم و در این مطلب تلش میکنم نکاتی راکه بنظرم به تشخیص ما از اوضاع کنونی کمک میکند مورد توجه قرار بگیرد . برای هر کردی چون من که متولد کردستان هستیم و در ان زندگی کرده ایم ، این روز ها ، روز های سخت و ناخوشی است . من چند روز قبل از رفراندوم به اربیل رفتم و در شادی و پایکوبی مردم به مناسبت این رفراندوم شرکت کردم .با وجودیکه هیچ وقت به عملی شدنً استقلل کردستان ً نه در عراق و نه در سایر کشورها اعتقاد نداشته ام . کردها بالخص در صد سال گذشته تجارب گرانبهایی در سیاست و جنگ اموخته اند و متاسفانه کردها از انچه که اموخته اند درس های لزم را نمیگیرند و دلیل قیام های شکست خورده ما در سه کشور ترکیه ، ایران و عراق کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند .و پس از ۲۶ سال امروز این سئوال مطرح است که چرا رفراندوم ؟ ۱ -چرا رفراندوم ؟ اقای مسعود بارزانی هدف از رفراندوم را جدایی از عراق و استقلل کردستان اعلم کرده است . از نظر ایشان همه راه های مذاکره و گفتگو با عراق بی نتیجه بوده است و بنا بر این هیچ راهی باقی نمانده جز ًجداییً و ایجاد کشوری مستقل . ایشان در پاسخ به کشورهای غربی و سازمان ملل که مخالف برگزاری این رفراندوم بودند ، این سئوال را در مقابل انها مطرح میکرد که ایا راه دیگری غیر از ً استقللً برای کردستان در نظر دارند ؟ البته پاسخ همه کشورهای غربی و حتی روسیه و سازمان ملل روشن بوده و هست ، انها خواهان تجزیه عراق نیستند . اما چرا اگر اقای بارزانی که از نظرات مجامع بین الللی و همسایگان خود با خبر بوده و هست ، باز بر انجام این رفراندوم پا فشاری کرد ؟ اقای مسعود بارزانی دو روز قبل از رفراندوم در جمع خبر نگاران در اربیل در پاسخ به خبرنگار بی بی سی ، در رابطه با حمایت های خارجی گفت : خبرهایی که ما داریم در حمایت از ً رفراندوم ً با خبرهایی که رسانه ها دارند فرق میکند . این توضیحات را نزدیکان و مشاوران وی هم تکرار میکردند و تقریبا حالتی سری پیدا کرده بود . اما چرا کسی نمیدانست از فردای رفراندوم چه پیش میاید و برنامه کاری اقای مسعود بارزانی چیست ؟ ایا اقای مسعود بارزانی هم در برگزاری رفراندوم و هم در موضع گیری هایش در قبال دولت مرکزی عراق دچار محاسبه های غلط شده است ؟ . عوامل متعددی را می شود در رابطه با این تصمیم ً رفراندوم ً بر شمرد : وضعیت بین الللی ، بر سر کار امدن اقای ترامپ ، نزدیک شدن خاتمه جنگ با داعش ، وضعیت منطقه ، نا توانی ارتش عراق ، دست یابی کردها به در امد سرشار نفت ، و عوامل سیاسی – اجتماعی در خود اقلیم کردستان . -اقای مسعود بارزانی و مشاورانش بر این عقیده هستند ، که امریکا برای خاورمیانه نقشه ای جدید دارد و در این نقشهً ًکردستان مستقل ًهم در نظر گرفته شده است . بنظر من ایناز نوع همان توهماتی است که کردهای ایران ، عراق و ترکیه نسبت به به منشور اتلنتیک داشتند و در سر داشت چنین توهمی امروز به اشکار در اقلیم کردستان به چشم میخورد. – بر سر کار امدن اقای ترامپ و وعده های او به کمک تسلیحاتی بیشتر به کردها این توهمات را دو چندان کرده است . – با نزدیک شدن خاتمه جنگ با داعش ، اقای مسعود بارزانی میداند که هدف بعدی و جنگ بعدی دولت مرکزی عراق دعوا بر سر نفت کرکوک و سپس موجودیت حکوت خود مختار اقلیم خواهد بود . بنا براین قبل از ازاد شدن نیروهای نظامی عراق فرصت مناسبی برای این رفراندوم قلمداد شده است . – نیروهای نظامی عراق پس از خاتمه جنگ به کمک امریکا و ایران سازماندهی مجدد میشوند و با تجاربی که از جنگ با داعش بدست اورده اند . در نبرد بعدی با کردها ، از خود امادگی بیشتری نشان خواهند داد و این برتری در اینده نزدیک به نفع کردها نیست . بالخص با ادغام نیروهای حشب ال شیعی که در ارتش عراق . بنا بر این گذشت زمان به نفع کردها نبوده و نیست . و باید تکلیف کردها در عراق روشن شود . – از طرف دیگر اقلیم کردستان در امد سرشاری از منابع نفتی عایدش میگردد و در طی ده سال گذشته شهرهای اقلیم دچار تحولت عظیمی شده اند ، که تصور ان ده سال پیش غیر ممکن بود . ایجاد ده ها دانشگاه ، اعزام سه هزار دانشجو به اروپا ، باز سازی خانه ها ، ایجاد بیمارستان ها و مراکز پزشکی ، باز سازی پارک ها ، ساخت جاده ها، ، تونل ، مراکز تجاری ، فرودگاه ، و بهبود وضعیت روزمره مردم ، جزأ دستاوردهای حکومت اقلیم است . – اما با وجود این دستاوردها هنوز در شهر اربیل روزی سه ساعت مردم به اب دسترسی دارند و روزی ۸ ساعت برق . در همه خانه ها و مراکز تجاری و اداری، مردم با ذخیره کردن اب و گازوئیل در تانکرها زندگی میکنند . ژنراتورهای تولید برق نیز در همه نقاط اربیل به چشم میخورد . بیکاری بیداد میکند ، و از طرف دیگر فساد اداری ، مالی ، قضائی ، داد بسیاری را در اورده است . بالخص جوانان که از طرق رسانه های انترنتی اخبار پولدارارها ، مخارجشان و شیوه زندگی شان را دنبال میکنند . – ساختار سیاسی حکومت اقلیم و اختلفات بین نیروهای سیاسی ، یکی دیگر از مشکلت بر سر راه اقای مسعود بارزانی بوده ، تا قبل از رفراندوم و با عواقب رفراندوم شاید نتیجه ای که ایشان از این رفراندوم انتظار داشت – بر عکس به ضررش تمام شود . – حکومت اقلیم پس از سقوط صدام حسین ۲۰۰۴ مابین دو عشیره طالبانی و بارزانی ۵۰\۵۰ تقسیم شد و البنه این تقسیم قدرت و مناطق جغرافیایی با بحث و گفتگو صورت نگرفت . در سال ۱۹۹۶ در گیری شدید نظامی ما بین پیشمرگان دو طرف صد ها نفر از طرفین کشته شدند و بالخره سلیمانیه و شهرهای اطرافش بدست طالبانی افتاد و بارزانی ها اربیل ، دهوک و شهرهای اطراف را به تصرف خود در اوردند و این تقسیم بندی هنوز هم وجود دارد . در سال ۲۰۰۴ که قرار شد یک نفر کرد رئیس جمهور عراق گردد . مسعود بارزانی و جلل طالبانی به این تفاهم رسیدند که جلل طالبانی به بغداد برود و رئیس جمهور شود و اقای مسعود بارزانی رهبر بر گزیده کردستان باشد . تحولت اجتماعی و سیاسی منجر به انشعاب در اتحادیه میهنی شد و در سال ۲۰۰۶ جریان ًگورانً تغییر شروع به فعالیت کرد . در همین زمان نیز اسلمی ها ی سلفی که از جانب ایران حمایت میشدند فعالیت گستردهای اغاز کردند . با شروع بهار عربی و بی ثباتی در بغداد کردها بفکر تشکیل دولت و پارلان افتادند . اما در اذهان نمایندگان دو طرف بارزانی و طالبانی قراربود همان توافق ۵۰\۵۰ پا بر جا بماند و یا حتی اکر در پارلان نتوانستند چنین باشد در دولت و سایر نهادها بر اساس همان توافق کارها پیش برود . اما بهار عربی از راه رسید و جنبش گوران با انرژی گرفت از تحولت در کشورهای عربی در انتخابات دور دوم مجلس اراء بیشتری از اتحادیه میهنی بدست اورد و تعادل قوا تغییر کرد . گوران ها نه تنها خواهان سهیم شدن در کل قدرت و نهاد ها شدند ، بلکه خواهان کنار رفت اقای مسعود بارزانی و تغییر وی شدند و تفاهم ۵۰\۵۰ رامردود شمردند . دعواها بر سر ماندن اقای مسعود بارزانی بال گرفت و اقای مسعود بارزانی دستور تعطیل مجلس را دو سال پیش داد . جنگ با داعش و وضعیت منطقه و عراق تا حدودی اختلفات را تحت الشعاع قرار داده است . اما با نزدیک شدن به خاتمه جنگ اختلفات بر سر چگونگی قدرت وتقسیم قدرت بسرعت سر بر می اورند . و اقای مسعود بارزانی با ًبرگزاری رفراندوم ً از این جهت فرصت بهتری برای تثبیت موقعیت خود نمی توانست پیدا کند . – و در ادامه خصوصیات کردها در تجزیه و تحلیل از مسائل و ناشی گری های سیاسی رهبران کردها نقل قولی از زبان قاضی محمد را بسیار گویا میدانم . توهم حمایت غرب از کردها و اقلیم کردستان ——————————————— اربابی ، تازیی (سگ شکاری ) به یک روستایی می بخشد ، روز بعد روستایی به نزد ارباب بر میگردد و از وی بسیار تشکر میکند ، به نوعی که ارباب انتظار ان همه ستایش را در خود نمی بیند ، متعجب میشود و می گوید : چنین بخششی کوچک ان همه ستایش دارد ؟ روستایی در جواب گوید : چون تازیی که بخشیدی به معنای انست که با تکمیل وسیله شکار ، یک اسب را هم خواهی بخشید و اسب هم بدون خوراک نمی تواند زندگی کند و ان هم به معنای انست که علوفه اسب را هم خواهی بخشید و اسب و صاحب جدید هم بدون سر پناه نمی توانند زندگی کنند در نتیجه خانه ای را هم خواهی بخشید پس چون ان همه وسایلم را دهی چگونه خوشحال و از هر کسی شادتر نباشم . شاید تعجب اور باشد ، اما ما نمونه های فراوانی در سیاستمداران و رهبران کرددر طی ۱۴ قرن گذشته و بالخص در صد سال گذشته تجربه کرده ایم ، که در مقاطع تاریخی مهم و سر نوشت ساز هیچگاه از این تجربیات بهره ای گرفته نشده است . اقای مسعود بارزانی فکر میکرد که : ما به امریکا پایگاه نظامی داده ایم ، فرودگاه های ما در اختیار انهاست ، با داعش میجنگیم ، بادولت مرکزی شیعه عراق مخالفیم ، با اسرائیل رابطه اطلعاتی و امنیتی داریم ، باسیاست های عربستان و سایر کشورهای مخالف ایران در منطقه در مقابله با نفوذ ایران همراه هستیم ، حاضر به فروش نفت ارزان تر از عراق هستیم ، خواهان خرید تسلیحات از امریکا و شرکای اروپایی هستیم ، مسیحیان را حفاظت میکنیم ، خواهان گسترش معاهدات اقتصادی با امریکا و شرکای امریکا هستیم ، پس دلیلی ندارد که با استقلل ما از طرف مخصوصا امزیکا و فرانسه مخالفتی صورت بگیرد . اقای مسعود بارزانی فقط با عینک خودش به منافع امریکا و شرکایش نگاه میکند و اشتباه نیز از اینجا اغاز می شود و توقعات بعدی از امریکا و فرانسه بر همین بستر صورت گرفته است . این محاسبات غلط به اشکال دیگری در رابطه با ترکیه و ایران نیز بکار گرفته شده است . نادیده گرفت تجارب گذشته ————————— در نظر نگرفت تجارب فرارنی که کردها در مقاطع حساس تاریخی با غرب و شرق بدست اورداند و اعتماد به انها و کشورهای همسایه ، با تاریخ جنبش های کردی عجین شده است .من در اینجا به چند مورد اشاره میکنم . – علل زیر پا کذاشت تعهدات متفقین در رابطه با معاهده ۱۰ اوت ۱۹۲۰ ) sevre( کشورهای متفق پیروز در جنگ جهانی اول علیرغم اینکه برای اولین بار سند حقوقی – بین الللی را در مورد حق تعیین سرنوشت کردها به رسمیت شناختند و برای ان نیز مهلتی یکساله در نظر گرفتند . اما کشورهای متفق نه تنها به این معاهده وفادار نماندندو حقوق کردها را نادیده میگرفتند و بلفاصله همزمان با ترکیه وارد مذاکرات پنهانی شدند و ترکیه با دادن شهر موصل به انگلیس از شر قبول خود مختاری کردها نجات پیدا کرد . بلکه از این معاهده در مناسبات شان پس از جنگ سوء استفاده هم میکردند . کردهای ترکیه با نا امید شدن از انگلیس ها ، تلش کردنداینبار تحت قیمومت روسهابه هدف و ارزوی خود ً کردستان مستقلً دست یابند . شوروی هم طبق معاهده ۱۶ مارس ۱۹۲۱ م ، به علت داشت مناسبات دوستانه با ترکیه ، کمکی به جنبش کردها نکرد . امروز نیز امریکا و شرکایش از نیروهای کرد در عراق و سوریه برای مقابله با داعش ، بشار ال اسد و صدام حسین حداکثر استفاده را نموده اند ، اما هیچگاه حاضر به برسمیت شناخت حقوق کردها نبوده و نخواهند بود . کردستان جنوبی ۱۹۲۲ -——————— در سال ۱۹۲۲ انگلیس ها که حکومت های عراق و فلسطین را تحت قیمومت خود داشتند برای جلو گیری از نیروهای کمالیست های ترکیه ، شیخ محمود برزنجی را به سلیمانیه بر گرداندند و وی را به عنوان رئیس (حکمدار) شورای انتخاباتی سلیمانیه بر گزیدند . حکومت کرد تشکیل شد و برادر شیخ هم ( شیخ قادر ) نخست وزیر شد . زبان کردی رسمی شد ، تمبر و اسکناس چاپ شد . چند ماه بعد نمایند گان شیخ محمود برای مذاکره در مورد خود گردانی به بغداد رفتند و طرف های انگلیسی – عراقی خواسته های هیات نمایندگی را قبول نکرده و مذاکرات به بن بست کشیده شد . شیخ محمود نیز با نا امیدی از انگلیس ها به سوی شوروی رفت اما انگلیس ها سلیمانیه را دوباره اشغال کردند و شیخ محمود با ایران پناهنده شد . جمهوری مهاباد (ایران -۱۹۴۶( ——————————— قاضی محمد به عنوان رهبر دولت خود مختار و رهبر حزب ً زندگی کردستانً که در اوایل فعالیت خود با شعار استقلل در کردستان وارد صحنه شده بود ، با در خواست نمایندگان شوروی، برنامه ًخودمختاری ملی – فرهنگی را پیش میبردند. رهبران کرد در انزمان با خوش بینی به منشور اتلنتیک و اعتماد زیاد به شوروی مطمئن بودند که به حق و حقوق خود یعنیً حق تعیین سرنوشت ً و ایجاد کشور ی مستقل دست خواهند یافت . هر چند که نه در این منشور صحبتی از برسمیت شناخت حقوق کردها شده و نه کسی به کردها چنین وعده ای را داده بود . حزب دموکرات کردستان ایران در اولین اعلمیه خود اورده است : امروز اقوام جهان ار بزرگ وکوچک خواهانند از این راهی که بسوی ازادی هموار شده بهره بگیرند و از این وعده هایی که بر طبق منشور تاریخی اتلنتیک اعلم شده بود سود برند و امور اجرایی خود را به دست گیرند و سرنوشت خود را به خواست و میل خود تعیین کنند . خوشبینی رهبران کرد به این منشورو نا امیدی انها از ً امریکا و انگلیسً ، امضا کنندگان این منشور و سپس بر گشت بسوی شوروی ، درس نگرفت ، از حوادث سالهای پس از جنگ جهانی اول و بازی های سیاسی با کردها ، بی اطلعی کردها از قرداد ً یالتاً موجب شدند تا بار دیگر کردها در محاسباتشان دچار شکستی سنگین شوند . یکی دیگر از دلیل قطع حمایت شوروی مذاکرات مربوط به امتیاز نفت شمال بود . مسکو نه تنها هیچ وقت رسما از خود مختاری کردها حمایت نکرد ، بلکه با گرفت امتیاز نفت شمال حمایت از حکومت های اذربایجان و کردستان را متوقف کرد . پیمان سعدابادًعهدنامه عدم تعرضً ————— روز ۱۷ تیر۱۳۱۶ در بین نمایندگان ایران ،ترکیه و عراق امضا شد که بر مبنای بند ۷ این معاهده : هر یک از دول متعاهد متقبل می شوند که در حدود سر حدات خود از تشکیل و یا عملیات دستجات مسلح و از ایجاد هر گونه هیات و یا تشکیلت دیگری برای تخریب مؤسسات موجود و یا برای اختلل نظم و امنیت هر قسمتی از خاک متعاهد دیگر ( سرحدی یا غیر سر حدی ) و یا برای واژگون ساخت طرز حکومت طرف دیگر جلوگیری نماید . در این بند هیچ شکی نیست که سیاست منطقه ای سه کشور را در مقابله با جنبش های کردی در سه کشور مد نظر دارند و ما در مقاطع تاریخی دیگری چون امروز شاهد بوده ایم که این سه کشور هر گاه احساس خطر بکنند علیرغم اختلفاتشان بر سر سرکوب جنبش های کردی توافق نظر و عمل دارند . بنا بر این پناه بردن به هر کدام از این سه کشور و تقا ضای یاری خواست از انها پر هزینه بوده و خواهد بود . شروط اقای مسعود بارزانی برای شروع مذاکره ———————————————— اقای مسعود بارزانی می گوید حال که رفراندوم بر گزار شده و رای مردم را برای کسب استقلل دارم ، مذاکره با دولت مرکزی را برای چگونگی پیشبردامر ً استقلل کردستانً میپذیرد . و این موضع را در شرائطی مطرح میکند که سازمان ملل ، کشورهای غربی و کشورهای همسایه اقلیم کردستان این رفراندوم را تایید نکرده اند. باز این سئوال پیش میاید که چرا اقای بارزانی یک تنه به این مقابله رفته است و چه نقشه ای در سر دارد که کسی از ان با خبر نیست ؟ -اگر تا قبل از بر گزاری رفراندوم اقای بارزانی در جلو دوربین های تلویزیون به مردم وعده حمایت های بین الللی میداد ، امروز پس از گذشت ۴ روز از رفراندوم بر کسی پوشیده نیست که حمایتی وجود نداشته ، نه پنهان ونه اشکار . اما اگر همانند تجارب گذشته که در بال ذکر شد رفراندوم بر اساس توهمات و خیالت و محاسبات اشتباه ، بر گزار شده باشد بطبع عواقب جبران ناپذیری برای اقای مسعود بارزانی ، حکومت ومردم اقلیم کردستان ببار خواهد اورد . بنظر من انچه که پیش رو ی اقلیم است راه حل مذاکره بدون قید و شرط است . اگر این مذاکرات جنبه منطقه ای و بین الللی بگیرد ، چه بهتر . سکوت و عدم اظهار نظر گروه های سیاسی اقلیم از یکطرف و ادامه هر چه بیشتر شدن تهدیدهای عراق و کشورهای ایران و ترکیه ، مانورهای نظامی مشترک عراق و ترکیه ، مانور نظامی ایران در مرزهای اقلیم کردستان ، همه و همه نشان از تحولت ناخوشایندی برای مردم اقلیم دارد . و سکوت چند روز گذشته اقای مسعود بارزانی و دیگر احزاب سیاسی اقلیم کردستان ، سکوت رئیس جمهور کرد عراق ، بی گمان نشان از بی برنامه بودن وسردر گمی ها دارد . بهروز -ک ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۷

Share