بهروز ستوده

اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک

iranma_0829_3

iranma_0829_3

حضور نمایندگان چند سازمان جمهوریخواه سکولار-دمکرات و پاره ای از کنشکران برجسته سیاسی و اجتماعی درهمایش چهارم “اتحاد برای پیشبرد سکولار –دمکراسی در ایران” که در هفته گذشته در شهر شیکاگو برگزار گردید ، و قطعنامه پایانی آن همایش که خبراز اتحاد زود آیند جمهوریخواهان سکولار –دمکرات ایران را در بر داشت ، نور امیدی را در دلهای بسیاری از ایرانیان آزادیخواه وعدالت جو که ازتفرقه و پراکندگی نیروهای دمکراسی خواه ایرانی درخارج ازکشور رنج میبرند روشن ساخت و این امید را برانگیخت که از این پس جنبش های اجتماعی و مدنی در داخل ایران از حامیان نیرومندی در خارج از کشور برخوردار خواهند شد .

همایش اخیر سکولار – دمکرات های جمهوریخواه ، برای اهداف و پرژوه های زمان بندی شده ای که نشست دو روزه مذکور در دستور کار خویش قرارداده بوده ، آنرا از سایرهمایش ها و کنگره های بحث برانگیزی ، که هرازچندی دراینجا و آنجا و با نام سکولار دمکراسی برگزار شده و میشود متمایز میسازد ، در پیامی که آقای کورش زعیم از داخل کشور برای این همایش ارسال داشته است ، ایشان بدرستی به این نکته نیزاشاره کرده که در واژه “دمکراسی” سکولاریسم نیز نهفته است و نیازی به ردیف کردن صفات مختلفی برای واژه دمکراسی خواهی نمیباشد . اما بگمان نگارنده این سطور ، استفاده از واژه هائی ازقبیل: جمهوریخواهی و سکولار – دمکراسی ، از طرف این سازمانها ، بمنظورنشان دادن تمایز خودشان از سایر احزاب وگروههای سیاسی است که با اهداف و مقاصدی دیگری ازاین نام هااستفاده و یا سوءاستفاده مینمایند .

بدون اینکه وارد حوزه زبانشناسی شویم ، واژه های “دمکراسی” و “جمهوری” گرچه گرفته شده ازدو زبان یونانی و عربی است اما هردو واژه ، ما را رجوع میدهد به حکومتی که درآن مردم حاکم برسرنوشت خویش باشند ، ودردنیای مدرن چنین حکومتی فقط برآن دسته از رژیم هائی میتواند اطلاق گردد که شهروندان یک کشور، بدون هیچگونه تبعیض جنسیتی ، مذهبی ، قومی و نژادی ، بتوانند از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در یک انتخابات آزاد ، برای تعیین حکومتگران و مدیران جامعه برخوردار گردند . حال در دنیائی که کشوری هائی مانند کره شمالی وسوریه ، با حکومتهای دیکتاتوری و موروثی که کوچکترین اثری از دمکراسی درآنها وجود ندارد و خود را هم جمهوری وهم دمکراتیک مینامند ، ویا جمهوری فقاهتی اسلامی که تبعیض آمیزترین سیستم حکومتی درعصرحاضراست و نام جمهوری را برای خود انتخاب کرده است ، میتوان حدس زد که امروزه تا چه حد از دو واژه دمکراسی و جمهوری سوء استفاده شده و میشود .

سوءاستفاده از واژه دمکراسی و جمهوری ، محدود به حکومت های خودکامه و دیکتاتوری نمیگردد ، چه بسا احزاب و گروههای سیاسی نیز که خود را هوادار دمکراسی و جمهوریخواه معرفی مینمایند ، و ساختار تشکیلاتی و روابط درون گروهی شان ، نه براساس انتخابات و روابط دمکراتیک درون تشکیلات ، بلکه براساس باند بازی و رابطه مریدی و مرادی واطاعت کورکورانه و روابط طایفه ای استوارگردیده است ، از دو واژه دمکراسی و جمهوری سوء استفاده نموده و مینمایند . خانم رؤیا طلوعی از کنشکران سیاسی و مدافعان حقوق بشر، و از دعوت شدگان به همایش چهارم سکولار – دمکراتها ، در سخنرانی خود به درستی ازروابط غیر دمکراتیک ، تبعیض آمیز و اطاعت کورکورانه در درون بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی ایران که همگی ظاهراً جمهوریخواه و دمکرات و دارای رهبران مادام العمرمیباشند ، پرده برداشت و خاطرنشان کرد که : کسانی که امروزنمیتوانند در درون حزب و تشکیلات خود دمکراسی را رعایت کنند و انسانهای دمکراتی را تربیت کنند ، اگر فردا درایران به قدرت برسند ، چگونه میتوانند دمکراسی و حقوق بشرو عدالت اجتماعی را رعایت کنند؟!

متأسفانه سابقه بسیاری از احزاب و سازمانهای سیاسی سنتی ایران ، پیشینه روشنی را از ساختار تشکیلاتی دمکراتیک و مدرن و روابط درون حزبی دمکراتیک و غیر تبعیض آمیزارائه نمیدهد ، و شاید بخاطروجود چنین پیشینه ای از احزاب وسازمانهای سیاسی سنتی ایران بوده است که برخی از نهادهای مدرن سیاسی و اجتماعی از جمله “اتحاد برای پیشبرد سکولار-دمکراسی درایران” ساختارتشکیلاتی خود را بر پایه هرنفر یک رأی و انجمن ها و نهادهای دمکراتیک باورمند به یک منشور برآمده از اعلامیه حقوق بشر قرار داده اند . ناگفته نماند که چنین ساختاری به مذاق برخی ازشخصیت ها و رهبران محافل و گروهها که برای خود بیش ازحق یک رأی قائل هستند خوش آیند نیست ، این شخصیت های خود شیفته و خود مرکز بین ، با بضاعت ناچیز خود در امرسابقه فعالیت سیاسی و مبارزه با دیکتاتوری سابق و لاحق ، درذهن خویش ، خود را در چنان مقام رفیعی از دانش سیاسی و اجتماعی مینشانند که گوئی دیگران موظف اند بافته های ذهنی آنان را به عنوان “حقیقت مطلق” و نوشته های مقدس برسر و چشم نهند ! و اگر کسی جرأت کرده و برخیال پردازی های چنین شخصیت های آشفته فکر، که خود را به رهبری دسته و گروهی نامتجانس و سرگردان بالا کشیده اند انتقادی وارد سازد ، آنگاه است که رهبرخود شیفته و خود مرکزبین با اتهام زنی وبرچسب زنی به مقابله با منتقدین خود وارد میدان میشود وبرپیشانی هرکس که برخلاف او فکر کند ، مُهراصلاح طلب و خادم جمهوری اسلامی میکوبد!

براستی چه کسی میتواند از اتحاد ، همگرائی و وحدت پاره ای از نهادهای سیاسی و مدنی و پایان یافتن خرده کاری ها ، دوباره کاری ها و آزاد شدن نیرو وانرژی گروههای کوچک و پراکنده برای انجام کارهای بزرگ تر شادمان نگردد؟ بجز حکومت اسلامی و بیت فاسد خامنه ای که ازشکل گیری یک اپوزیسیون متحد و فعال و چالشگر هراس دارد ، چه کسی میتواند از اتحاد سازمانها ونهادهای سکولار –دمکرات و جمهوریخواه نگران و ناراحت باشد ؟ چرا برخی از شخصیت های خود شیفته و خود محور درمغاکی کوچک ، خود را چنان گرفتار کرده اند که تصور مینمایند فقط حول رهبری و شخصیت آنان است که اتحاد سکولار – دمکراتهای ایران ، ممکن و مشروعیت پیدا میکند ! راستی جواز شیخوخیت و علم داری سکولار-دمکراسی ایران ، از کدام “پیرطریقت” به اینان رسیده است که هنوز جوهرتوافقنامه سازمانها و نهادهای جمهوریخواه و سکولار – دمکرات خشک نشده ، کارزار تخریب و اتهام زنی این خود شیفتگان و متولیان “سکولایسم” علیه گروههای مذکور آغازمیگردد!

کلام آخر: تجربه ی 34 سال تفرقه و پراکندگی نیروهای آزادیخواه و دمکراسی طلب ، این واقعیت انکار ناپذیر را بروشنی آشکار ساخته است که متحد شدن دهها حزب و گروه وسازمان سیاسی ، با ایدئولوژیهای گوناگون ، گرایش های فکری و سیاسی مختلف و ارزیابی ها و تحلیل های گوناگون از جمهوری اسلامی و چگونگی مبارزه برای پایان بخشیدن به حکومت مطلقه ولایت فقیه ، امری است محال و غیرممکن ، ولی اتحاد و همگرائی گروهها و سازمانها و جریان هائی که قرابت فکری و عملی بیشتری با یکدیگر دارند و شیوه های واحدی از مبارزه را برای عقب نشاندن و سرانجام برچیدن حکومت مطلقه فقیه پیشنهاد میکنند ، امری است شدنی و ممکن . بعبارت دیگر برای حرکت در مسیر وحدت ملی ایرانیان ، چاره ای نیست مگر اینکه نخست خانواده های هم فکر و هم عمل ، ستاد مشترک خود را تشکیل دهند ، برای مثال احزاب و گروهها و شخصیت های چپ و معتقد به مارکسیسم – لنینیسم – مائوئیسم و غیره ، بهتراست که ابتدا به پراگندگی خود خاتمه دهند ، همینطور گروههای سلطنت طلب و مشروطه خواه ، ملی – مذهبی و اصلاح طلبان غیردولتی و غیره وغیره ، بعنوان گام نخست بهتر است که ابتدا صفوف خود را از تفرقه و پراکندگی بیرون بیاورند و ستاد واحد و مشترک خود را تشکیل دهند ، تا درمرحله دیگرقادر گردند با نیرو و امکانات بیشتری به همکاری با سایر جریان های آزادیخواه بپردازند .

توافقنامه چند تشکیلات ونهاد سکولار – دمکرات جمهوری خواه برای تحقق بخشیدن به اتحاد و وحدت در میان خود ، بنظر میرسد که در بستر چنین اندیشه ای شکل گرفته است که اگر چنین باشد میبایستی به این گروهها تبریک گفت و سایر نحله های فکری را هم تشویق نمود که برای خاتمه دادن به تفرقه خود و ایجاد ستاد مشترکی از همفکران خود ، این نمونه ی موفق را درنظر داشته باشند .

7 شهریور 1392

29 اوت 2013

BalatarinFacebookTwitterGoogle+Share