فروغ طیاری

طبقه کارگر سنگ زیرین آسیاب

iranma_0421_2

iranma_0421_2

چهارروز بود که ازاعتصاب کارگران درشیکاگو میگذشت ، اعتصابی که از اول ماه مه برای بهترشدن شرایط کار وتعدیل ساعات کاراز ده ساعت درروز به هشت ساعت اغاز شده بود ، این درخواستی بود که باتوجه به توافقات قبلی بایستی از اول ماه مه باجرا درمیامد ، که با مخالفت کارفرمایان روبرو گشته بود . البته تجمع کارگران درسرتاسر امریکا از روز اول ماه مه اغاز شده بود ولی این تجمع درشیکاگو بر همه نقاط دیگرامریکا فزونی داشت ، تعداد اعتصابیون دراین شهر به نودهزار نفر میرسید . پس از گردهمایی همه کارگران درمیدان شهرراهپیمایی به اتفاق رهبران اعتصاب که برگاری سوار بودند وشعارها را اعلام میکردند شروغ شد ، پلیس ازحرکت مردمی که گاری را احاطه کرده بودند جلوگیری نموده وخواهان تفرق مردم شد ، همزمان انفجاری دراین ناحیه صورت گرفت که منجر به کشته شدن یک پلیس وچندین کارگرشد ، تعدادی ازمردم وپلیس نیز دراین حادثه زخمی شدند ، دراثراین اتفاق پلیس بروی مردم آتش گشود و تعدادی کشته و انبوهی از کارگران مجروح شدند ، و بالاخره با اعمال خشونت تظاهرات خاتمه یافته ومردم متفرق شدند .
ماحصل این تظاهرات بازداشت وروانه زندان شدن هشت نفراز تظاهرکنندگان بود ، ببهانه برنامه ریزی این تظاهرات برای انها احکام شدیدی درنظرگرفته شد . کمترین حکم پانزده سال بود که فقط یکنفربه ان محکوم شد و بقیه افراد به اعدام محکوم شدند که بعدأ دوتن از انان محکوم به حبس ابد گردیدند و بقیه همان حکم اعدام را دریافت داشتند ، یکنفرقبل از اعدام خودکشی کرد وچهار نفرباقیمانده بداراویخته شدند . انتشاراین خونریزی وکشتار منجر به مراسم یاد بود درسایر کشورها شد . از انجا که اعدام شدگان عمدتأ آلمانی بودند، درسال هزارونهصد وسی وسه کشور آلمان روز اول ماه مه را بنام روز ملی و تعطیل عمومی اعلام نمود .
هماکنون بجز درامریکا که خاطره اسف انگیزاول ماه مه قطعأ برایش چیز خوشایندی نیست و درکانادا بجای روز اول ماه مه روز اول ماه سپتامبررا بعنوان روز کارگرتعطیل عمومی گذاشته اند .
بیاد داشته باشیم که روز اول ماه مه یاد آورمبارزه کارگران برعلیه گرسنگی ، سختی کارو تحقیرهمه جانبه از جانب کارفرما است . کارفرمایانی که دست بهیچ کاری نمیزنند ، انگلهایی که از ثمره زحمت کارگران ارتزاق میکنند و ازهمه امکانات رفاهی جامعه برخوردارند . آنها هیچ صدای اعتراضی را برنمی تابند و گمان میکنند که این حق آنهاست که مردم نیازمند را استثمارکنند ، معتقد هستند که پول میدهند و کارمیخرند ، اگرکارگردوست ندارد نفروشد . ولی بچه قیمتی ؟ بیداری کارگران این محروم شدگان از ابتدائی ترین حقوق انسانی مرگ کارفرماست . بهمین دلیل از تمام امکانات سرکوب برای خفه کردن صدای این چپاول شدگان استفاده میکنند ، کارگران زخم ایام را برشانه دارند ، درمقابل رنج کارگران که تمام روز کارمیکنند و محکوم به زندگی درفقرند رنج ثروتمندان چیزی تجملی است ، حتی مردن یک کارگربا مردن یک بورژوا فرق دارد ، مرگ یک انسان مرفه البته خانواده را داغدار میکند ولی دغدغه نان و فردای نامعلوم برای باز ماندگان ندارد. برای کارگرو کارفرما فصول سال هم تفاسیرمختلفی دارند ، ثروتمندان وقتی بیاد برف وهوای سرد میافتند فورأ پیست اسکی و شومینه درنظرشان زنده میشود آنها از فقرچه میدانند ؟ فقرا بیاد بی نفتی و کفش ولباسی که گرمشان کند .تزئینات لوکس از یک سو تب ، گرسنگی وپلشتی درسوی دیگر، کارگران این استثمارشدگان ، این ستمدیدگان با جان کندن بهای زندگی خود و تجمل دیگران را میپردازند.
درحال حاضردرکشورم شرایط برای طبقه کارگربسیار مشقت باروغیرقابل تحمل است ، تمام مواهب کشور را دردست عده ای خانواده قلیل جمع شده میبینم ولی سازندگان ثروت ، کارگران دست به دهن درفقروبی سوادی بسر میبرند ، برای ساختن قصری بایستی ده ها هزارنفرفقیر شوند از تحصیل محروم گردند . درآن قصرها خانواده های کم جمعیت غرق درشکوه ، ثروت وفراوانی زندگی میکنند ولی بچه یک کارگرروز مزد بعلت نداشتن پول بیمارستان درپشت دیوار بیمارستان جان میسپرد ، کاخ نشینان برای حفظ آنچه که دارند بایستی شقاوت ، خشونت وبیرحمی را درخدمت بگیرند و پا برسرهراحساس انسانی بگذارند ، وقتی از این مرز عبورکردی هرکارناروایی راجایز میدانی . وقطعأ حکومت هم همه جوردرخدمت ارباب ظلم است . یک کارگربا سی سال سن پیر مینماید ، عمراو با آدمی که دست به سیاه وسفید نزده است یکی نیست ، سی سالی که درکاروزحمت میگذرد و مبارزه برای نان را بهمراه دارد با سی سال یک انگل استثمارکننده یکی نیست .
تورم درکشورمان بیداد میکند وقیمت نیازهای اولیه زندگی روز بروز رشد نجومی دارد علیرغم افزایش روزانه نرخ ارز وبه تبع آن گران شدن ارزاق عمومی که هیچ کنترلی برتعین نرخ اجناس وجود ندارد ، وضع کارگران بشدت روبه وخامت گذاشته است ، افزایش حقوق کارگران درایران براساس قانون تامین اجتماعی سالی یکبارآنهم بمیزان بسیاراندک صورت میگیرد ، که با بالا رفتن ساعتی قیمت اجناس و نرخ پرشتاب تورم هیچ همخوانی ندارد، با اینکه کانون عالی شوراهای اسلامی کارموجود میباشد ولی هیچ سندیکای مستقل کارگری که بتواند حافظ منافع کارگران باشد اجازه تشکل ندارد . بدون یک سندیکای مستقل وغیردولتی تعین یک مزد عادلانه و مطابق با تغیرات سیستم ارزی وهزینه واقعی زندگی امکان پذیر نیست . قدرت خرید کارگران درنوسانات موجود اقتصادی روز بروز کمتر و کمتر میشود . اقشارمزد بگیر که درتجارت وخرید وفروش کالا های دست ساز خودشان نقشی ندارند ، فقط با وحشت و نگرانی نظاره گرصعود قیمت ها و سقوط هراس انگیز ارزش پول هستند . بحران بیکاری از همه چیز بدتر، بخصوص کارگران غیر تخصصی را تهدید میکند ، هماکنون نرج بیکاری درمیان کارگران براساس مرکز امارایران یازده درصد است . ولی امار غیردولتی از نرخی دوبرابر این میزان حکایت دارد . دولت حتی کسانی را که فقط یک ساعت درهفته کارمیکنند نیز جزء افراد شاغل محسوب میکند .
کانون عالی شوراهای اسلامی کارکه اسمأ بایستی نماینده طبقه کارگرباشد عملأ سفره کارگران مد نظرش نیست ، این شورا یک دستش درجیب طبقه کارگر ودست دیگرش درحال فشردن گرم وصمیمانه دست سعید مرتضوی جلاد کهریزک است . پرواضح است با توجه به سازمانی این چنین سرمایه داربا دلگرمی ازحمایت دولت بدون هیچ مانعی به بهره کشی از کارگران دست به دهن ادامه میدهد . زندانهای ایران از کارگرانی که بخواهند نفس بکشند پراست .خیلی ازکارفرمایان مستقیم با کارگران قرارداد نمی بندند، آنها از واسطه هایی بنام پیمان کاراستفاده میکنند ، مدیران کارخانجاتی که کارگررا از طریق پیمانکاربخدمت میگیرند ، درقبال این کارگران هیچ مسئولیت قانونی عهده دار نمیشوند ، این کارگران از هرنوع مزایایی محروم هستند ، فتح الله بیات رئیس اتحادیه کارگران قرار دادی وپیمانی سراسر کشور میگوید که کارگران قراردادی ۴۰۰ هزارتومان دستمزد دریافت میکنند درحالیکه خط فقردرکشور۸۰۰ هزارتومان میباشد . حکومت ولائی ورئیس دولت منتخبش ببهانه تحریم ها مشغول دادن مسابقه برای چپاول هرچه بیشرمردم است ، درایران دیگرتقریبأ طبقه متوسط درحال اضمحلال است ، سپاه پاسداران این مافیای بزرگ اقتصادی ، که هماکنون یکی از بزرگترین سرمایه داران ودلالان اقتصادی محسوب میشود و نبض اقتصاد کشوررا دردست دارد . در هرمعامله ای که ایران با کشورهای دیگر می بندد مشارکت فعال دارد .
کودکان کارمعضل دیگرجامعه چپاول شده ایران هستند . کودکانی که درسنین حتی زیردبستانی درحال فروختن گل ، فال و یا کاردرگارگاهها میباشند ، این کودکان که درس ومدرسه جائی درزندگی آنها ندارد دراکثریت یا رانده شدگان از خانه هستند و یادرگیردرآوردن مخارج زندگی خانواده ای ناتوان ، معتاد ویا علیل میباشند .
کارکودک براساس امارسازمان جهانی کار « محروم از کودکی » محسوب میشود . تعدادی از این کودکان دراثرسوانح کارجان خود را از دست میدهند ، براساس آمارسازمان جهانی کار ۴/۷۱ درصد کودکان بین ۱۰ تا ۱۴ ساله درایران از لحاظ اقتصادی فعال هستند ، طبعأ شرایط زندگی این کودکان از نظربهداشت ، تغذیه ، جای خواب و داشتن سرپناه بستگی به خانواده ایی دارد که از آن برآمده اند .بعضی از انها درکنارخیابان یا درپارکها درکارتن شب را سپری میسازند . این کودکان برای باندهای قاچاق ، سارقین و پااندازان و اجرای نقشه های شومشان طعمه های خوبی هستند .
این معضلات حل نمیشوند مگربه کوشش کارگران وفعالین سیاسی داخل ایران وحمایت همه فعالین سیاسی خارج از کشوربدون مداخله قدرت خارجی ، ما مداخلات کشورهای خارجی را درافعانستان ، عراق و لیبی دیده ایم ، باید به همه کشورهای مداخله جو اعلام کنیم « مرا به خیرتوامید نیست شر مرسان » .
زنخیرهایتان را به مانند شبنم برزمین بریزید
چرا که درهنگام خوابتان برشما فرو ریخته اند
ما بیشماریم و آنها ناچیزان

Share