فلینت لورت و هیلاری مان لورت

آیا اوباما می تواند الگوی نیکسون – چین را در مورد ایران متحقق کند؟

اگر هیات اجرایی اوباما اصرار ایران را مبنی بر اینکه آمریکا بایستی اسلحه را از مقابل ایران بکنار بکشد به عنوان رد رهیافت جدی دیپلماتیک تلقی کند مرتکب اشتباه بزرگی خواهد شد. فلینت در مصاحبه ای با شبکه الجزیره نظرات عمومی مطرح در سطح بین المللی در مورد اظهارات رسمی آیت الله سید علی خامنه ای رهبر ایران در مورد مذاکرات دو جانبه با آمریکا در هفته گذشته را رد کرد. از نظر او نمی توان گفت که رهبر ایران مذاکرات دو جانبه را رد کرده است. اگر شما به سوابق او نگاه کنید او به مدت ۲۳ سال رهبر ایران و به مدت ۸ سال رئیس جمهور منتخب ایران بوده است. او سابقه طولانی [در سطوح رهبری] ایران دارد. او در مدت خدمت سیاسی خود اظهار داشته که جمهوری اسلامی از بهبود روابط با آمریکا استقبال می کند اما این مساله منوط به این است که آمریکا جمهوری اسلامی را به عنوان یک نظام مشروع که منافع ملی مشروعی را نیز نمایندگی می کند به رسمیت بشناسد.

این موضوع آشکار است که آمریکا نخواهد توانست با ادامه سیاست های جنگ اقتصادی و سایبری و تداوم خواست تغییر رژیم در تهران مذاکرات را متحقق کند. این رویه کارآمدی نیست و تداوم آن در نهایت منجر به آغاز جنگ دیگری توسط آمریکا در منطقه خواهد شد. به هر حال برخی بر این اعتقاد هستند که اوباما به ایران پیشنهاد مذاکرات براساس احترام متقابل را در پیام نوروزی ۲۰ مارس ۲۰۰۹ خود ارایه کرد و دو روز بعد از آن رهبر ایران در پیام نوروزی خود ضمن اشاره به پیام اوباما گفت که ایران مطالبات زیادی از آمریکا دارد. اما به هر حال این هیات اجرایی جدید است و ما تجربه ای در مورد آن نداریم. اینکه اوباما خواستار تغییر و روابط بهتری است نشانه خوبی است. او اضافه کرد «من به او می گویم که اگر او سیاست های خود را در قبال ایران تغییر بدهد ما نیز سیاست های خود را تغییر خواهیم داد.»

از منظر ایران، این کشور منتظر مشاهده علایمی در زمینه تغییر سیاست ها بوده است بویژه اینکه این هیات اجرایی در مورد بهبود روابط واقعاً جدی بوده است. در مقابل، آنچه ایرانیان ملاحظه کرده اند بدتر شدن سیاست ها در زمینه تحریم ها و جنگ سایبری بوده است.

اگر می خواهید بدانید که دیپلماسی جدی چیست بایستی آنچه که ریچارد نیکسون در مورد چین پس از آنکه پست ریاست جمهوری را در اختیار گرفت با این نظر که از نظر استراتژیکی گشودن درهایی به قدرت رو به رشد منطقه ای یعنی چین برای آمریکا در آن زمان حیاتی بود، را مورد ملاحظه قرار دهید. نیکسون به سازمان سیا دستور داد تا عملیات مخفی خود را در تبت متوقف کند. او دستور داد تا ناوگان هفتم گشت زنی های مخاصمه جویانه خود را تنگه تایوان متوقف کند. البته او این اقدامات را قبل از ملاقات با رهبر چین به اجرا گذاشت و این ترتیب طرف چینی عزم راسخ او را تایید کرد. رهبری ایران نیز به همین منوال منتظر چنین اقداماتی از طرف اوباما است و تاکنون چنین چیزی را مشاهده نکرده است. به علاوه از نظر فلینت دو طرف آنقدر درگیر سیاست ها و مناقشات داخلی خود هستند که نتوانسته اند پیشرفت دیپلماتیکی در این زمینه حاصل کنند.
هر چند که در ایران در زمنیه سیاست خارجی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد اما با بررسی سوابق این موضوع در می یابیم که ایران در چندین مورد در طی ربع قرن گذشته نشان داده است که می تواند همکاری موثری با آمریکا پیرامون منافع مشترک داشته باشد. به علاوه ایران چندین بار در زمینه افزایش همکاری ها به منظور ایجاد روابط راهبردی متفاوت ابراز علاقه کرده است. علیرغم تداوم همکاری از طرف ایران هر بار جریان همکاری ها از طرف آمریکا متوقف شده است.

اما اگر این مساله را از دید منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه مورد ملاحظه قرار دهیم واقعیت این است که قدرت آمریکا در این منطقه رو به افول و قدرت ایران در حال افزایش است. در این شرایط آمریکا نمی تواند هیچیک از اهداف خود را در خاورمیانه بدون بهبود روابط سازنده با ایران متحقق کند. اما در عوض قبول و مواجه با این واقعیت، هیات اجرایی اوباما همانند جرج دبلیو بوش و کلینتون رهیافت مخربی را در منطقه دنبال می کنند و به این ترتیب کنترل چندانی بر تحولات سیاسی منطقه نخواهند داشت و اسراییل متحد این کشور، تقریباً آزادی کاملی در زمینه مزیت نظامی یکجانبه خود دارد. این استراتژی برای آمریکا نتیجه بخش نیست و این کشور بتدریج با تداوم این راهبرد ضعیف می شود. بنابراین ما بایستی با درک منافع خود روابطمان را با ایران همانطور که روابط خود را با جمهوی خلق چین در اوایل دهه ۱۹۷۰ تجدید کردیم برقرار کنیم. در ادامه بحث مربوط به احتمالات و الزامات پیشرفت روابط دیپلماتیک، فلینت مسایل پیرامون برنامه هسته ای ایران را به عنوان مانعی پیچیده در راه توسعه روابط ایران و آمریکا رد می کند.

مسایل هسته ای مربوط به ایران بسیار ساده است. اگر آمریکا حق ایران را برای غنی سازی محفوظ مورد شناسایی قرار بدهد، می توان مسایل هسته ای را ظرف چند هفته از طریق مذاکره مختومه کرد، اما هیات اجرایی این راهکار را دنبال نخواهد کرد. در همین راستا، از نظر فلینت طرح اکتبر ۲۰۰۹ هیات اجرایی اوباما در زمینه «معاوضه سوخت» برای تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران حق ایران را برای غنی سازی برخلاف آنچه تصور می شود مورد شناسایی قرار نمی دهد. این طرح بدی بود و به همین علت رهبر ایران آنرا رد کرد.

چند ماه بعد، ایران با همه شرایط هیات اجرایی همانطور که با برزیل و ترکیه در مورد آن مذاکره شده بود موافقت کرد. در عین حال در این سند نیز به حق غنی سازی ایران اشاره شده بود. در نهایت هیات اجرایی اوباما این طرح را رد کرد. هیات اجرایی اوباما بتدریج به حذف گزینه های دیپلماتیک که برتری مطلقی نسبت به گزینه جنگ با ایران دارد نزدیک می شود. در شرایطی که هیات اجرایی برای دور بعدی مذاکرات هسته ای در قزاقستان آماده می شود، اوباما و تیم امنیت ملی او بایستی بیانیه خامنه ای را مبنایی برای اقدام لازم در زمینه انجام مذاکرات جدی برای گشایش دیپلماتیک مورد ملاحظه قرار دهند.

فلینت لورت در دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش به عنوان کارشناس امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی تا زمان جنگ عراق مشغول به کار بود. پیش از آن سابقه کار در وزارت امور خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی را در کارنامه خود ثبت کرده است. هیلاری مان لورت متخصص امور ایران در شورای امنیت ملی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ و یکی از معدود دیپلمات هایی بود که مجاز به مذاکره با ایرانیان در مورد امور افغانستان، القاعده و عراق بود. این دو نفر کتابی را به نام «در راه تهران» منتشر کرده اند.

* از: / در:کانسورتیوم نیوز / ترجمه : پارسا آزاد
27 بهمن 1391

Share